واوان خداحافظ ای روزهای ناامیدی!!خداحافظ ای شهرک دور افتاده!خداحافظ ای روزهای غربیی!!
بالاخره الطاف الهی شامل حال ما گردید!! شامل شما هم بگردد ان شالله
و بعد از 14 سال زندگی در شهرکی دور افتاده در واوان با تمام مشکلاتش!! دیدن ناهنجاریها!!زشتیها پلشتیها
دیدن فقر ادمها=عدم کارکرد عقل
دیدن فحشا=زن و مرد پسر ودخترهای بی عقل.......................
مواد فروشان
جانیها.........
همه در جملگی واون خلاصه میشه و به عبارتی تجلی پیدا میکنه
بالاخره خانه خود را متری فقط900 هرزارتومان انهم بسیار تمیز و یکی از کوچه های خوب تقریبا واوان فروختیم!
شهرک واوان ارزش سرمایه گذاری در ملک اپارتمان وزمین رو ندارند واقعا جای مزخرفی هست!!و مثل یک جزیره افتاده گوشه بیابان!!!
اگر کسی بخواهد ملک اپارتمان خانه زمین در واوان بخره میتونه وام بیگره و حتی متراژ کوچکتر وبا پولش میتونه بره تهران یا کرج که شرف دارن برای زندگی کردن نه این خراب شده!!(ببخشید میگم مرکز فروش مواد و جانیها فحشا .......)
!!توی روزنامه یک هفته اگهی دادیم همشری!! و تا در نهایت یک خانوداه از زابل (سیستا و بلوچستان)که قصد مهاجرت به تهران و سکونت در واوان رو داشتند منزل ما روخریداری کردن!! که خوب جای خوبی هست واوان برای.... حیفی خانه عزیرمان میشه برای.....
تازه فهمیدیم که واوان واقعا عجب جای مزخرفی هست بعد از 15 سال زندگی خانه خود را 120 میلیون تومان فروختیم انهم 140 متر خانه ویلایی شیک و تمیز با امکانات کامل به گفته خوده بنگاه داران واوان
واوان ارزش سرمایه گذاری رو ندارد فقط جایی برای سکونت هست همین واقعا خیلی سخت هست اگر در کرج خانه می خریدم تا الان کمکم 300 میلیون تومان پولش بود و یا در تهران اپارتمان می خریدم کمکم یک اپارتمان 75 متری درتهران الان 250 تومان پولش بود
خلاصه به هزاریک و دگنگ وسختی و بعد از 3سال کارکردن منزل ویلایی خود را فروختیم!! بله بعداز 3سال
به قول یکی از بنگاه داران واوان فروش خانه اپارتمان در واوان با لهجه ترکی . بی سودانه :یک پوژه خیلی بلند مدت هست!!!!!!!!! ادم یک جو عقل داتشه باشه نمیاید اینجا زندگی بکنه
خلاصه خیلی خوشحال هستم که تا چند روز اینده واوان رو به مقصد تهران و زندیگی در غرب تهران البته نه در خانه ویلایی بلکه در اپارتمان 78 متری اغاز می کنیم
راستش زندگی در واوان مثل یک کابوش شده بود برای من
به نظر من واوان حکم تبعیدگاه رو داره!
هرکسی میخواهد روانی دچار اغماء ترس ناامیدی بشه واوان به نظرمن گزنیه خوبی هست!!
در واوان فقر فحشا بدبختی نکبت عدم تحصیلات کافی انسانهای کوتاه فکر جامعه............
قصد من توهین به هیچ یک از اهالی واوان نبوده و نه هست خودم من توی این 15 سال زندگی اگر در جایی
سوال میشد در کجا زندگی می کنی با افتخار می گفتم واوان اسلامشهر البته طرف مقابل یک نگاهی میکرد که
ولی من من به دروغ میگفتم یکی از بهترین شهرکهای تهران هست و خلاصه از این چرندو پرند ها میگفتم!!
لااقل اسم واوان در تهران به شدت بد درشده و کلا جاده ساوه!!
خلاصه از اینکه میریم تهران و انهم در یک محله خیلی شیک ارام باکلاس خوشحالم
یک سالی می شد که دیگه زندگی در واوان واقعا برایم سخت و زجر اور شده بود
سروار توبوش شدن اول صبح برای رسیدن به تهران مترو که صبجتشو نکن!!فقط خستگی مینونه برای ادم!!
ملت همه میرن به سمت بالا جالب بود ما بعد از ی روز کاری باید می امدیم متور و چند دقیقیه ایی طول میکشید سوار ون های مترو بشی با هزار یک مشکل سپس پیش بسوی واوان از جلوی بهشت زهرا سپس عوارضی قم رد می شدی جز بیابان و خاک چیزی نمیدی سپس جاده شور اباد تابرسی به واوان !!!! برای خودمان یکپا بیابانگرد شده بودیم!!!و ناکجا اباد های استان تهران رو باید گز میکردیم!!!
محلم کارم در یکی از شمالی ترین نقاط و لوکس ترین خیابان تهران و دانشگاه هم در مقطع ارشد هم هم در شمال تهران هست
واقعا وقتی از محلم کارم میزدم بیرون خداخدا میکردم که چی میشد خانه ماهم در این مناطق و خیابان ها باشه
یکروز فکر نمیکردم این ارزوم براورده بشه!
خدارو خیلی شاکرم خیلی!!!
بالاخره به ارزویم رسیدم!!خیلی تجعب اور است طرف ارزو داره به اروپا و آمریکا زندگی بکنه من ارزو دارم برم
تهران
خیلی برای خودم تا حدودی مسخره بود ارزوهای ادمها چقدر باهم تفاوت داره!!
همین اپارتمانی که تقریبا 320میلیون تومان برای من در امد صاحب ملک قبلی خانه خود را به مقصد اروپا فروخت!!
وقتی بهش گفتیم از واوان می اییم واقعا!! تعجب کرد میگفت اونجا آب و برق داره چطوری زندگی می کردین!!
خلاصه یک جوری به ما نگاه میکرد مثل اینکه به قول پدرم از گینه بی صاحب ویا زامبیا امده بوبدیم!!
ولی خوب خلاصه ما که رفتیم!!واوان به ماند برای مردماشن و عاشقان واوان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واقعا چه حکمتی بود سال 1378 از یوسف اباد امدیم به واوان رو نمیدونم!!ولی هرسال میخواستم بریم تهران
که نشد ود رنهایت بعداز 14 سال رفتیم تهران!!
و یک لحظه در واوان حس خوب زندگی کردن بهمان دست نداد!!چه کنیم که!!
ولی در محله کوی فراز ساکن شدیم محله ایی شیک لوکس باکلاس!!
از خوشحالی در پوست خود نمی گنجدیم!! واقعا زندگی در واوان برای من زجر اورشده بود!!بخصوص با دیدن ناهنجاری در کوچه خیابان محله !!از همه نبود ارامش!!
ولی وقتی از اپارتمان می ایی بیرون با دیدن ماشینهای مدل بالا و لوکس!!
با دیدن خانوداه های محترم!!کوچه تمیز و ساکت و ارام!!
تمام اینها برای من تبدیل شده بودبه ارزو!! ورویا !! اینقدر در واوان ادمهای دربه داغون خیلی ببخشید نفهم!!
همین کردهای عوضی و مواد فروش ساکن واوان با خانوداهیشان که مثل حیوان زندگی می کنن!!
قصد من توهین نبود خدایی نگرده به اهالی محترم گفته باشم!!به ان دسته از شیطلان صفتهای واوان اسلامشهر و حومه منظورم بود!
وقتی صبح از خانه میزنی بیرون اول صبح صحنه های ناهنجار افراد..... زن و مرد رو نمیبنی و قتی می ایی واوان
ساعت 6 به بعد از ظهر فقط...... می بینی و خدا به اهالی محله های اکباتان واوان و مهستان ... صبری جزیل بده که واقعا پردشده از خلافکار از زن و مرد و کردهای خلافکار و وحشی و متجاوز کرد!!! که وقتی رد بشیو می بینشیون که دارن با لهجه کردی باهم صحبت می کنن و احتمالا دارن درباره فروش مواد و.... غیره باهم صحبت میکنن!!!و یا جنایتی که میخواهن اجام بدن!!!
ویا با دیدن زنهایی که مشهور به فحشا هستن و در واوان تابلو هستن و اکثرا می شناسشون!!و عادی در بین مردم زندگی می کنن و خوب............
هیچکدام از این موردها را در من این محله جدیدمان ندیدم و فقط زیبابی و شیکی و ولوکسی دیدم
واقعا واوان کجا هست خدای من!!!
ایشالا خدا نصیب همه بکنه ازاین شهرک خراب شده برن تهران ودر تهران زندگی بکنن و حال و هوایشان عوض یشود همه به لجاظ روحی و روانی!! اینو به جرات میگم
حال و هوای ما که حسابی تغییر پیداکرده خوشحالی و ارامش............... خدا رو خیلی شاکرم!! خیلی
بعضی وقتها که میشد و می رفتیم بیرون دور بزنیم فقط پلشتی میدیم توی پاساز اکباتان و پارک مهستان
جوان های بیکار علاف ولگرد ادمهای خلافکار............ که در اسلاامشهر که هیچی واقعا شهر اسلام است البته از نوع شر ان!!
ولی در محله جدید هیچکدام رو تا حالا ندیدم و حتی هوایش هم از واوان پاکتره و وقتی استشامم میکنی
فقط بوی ادکلن و و یک حس عیجب به ادم دست میده!!! یادش بخیر توی واوان الان هم هست بین سالهای 80 تا 85 اوج خودش بود انگار به قول بچه کوچلوهای واوانی مدفوع رو گذاشتن توی زودپز!! و داره میپزه!!!!!!!!!!!!
خلاصه ماکه رفتیم!
واوان خداحافظ ای روزهای ناامیدی!!خداحافظ ای شهرک دور افتاده!خداحافظ ای روزهای غربیی!! خداحافظ اسلامشهر............................. خداحافظ ای..............
امیدوارم دیگر نه پایم را تو این منطقه بزارم نه نام این منطقه را بشنوم(حالم بهم میخوره از واوان)
این وبلاگ دررابطه با شهرک واوان دیگر اپدیت نمی شود و مطالبی گذاشته نمی شود
فکر کنم اولین وا خرین واوانی هستم که توی تقریبا14سال زندیگی در این منطقه نکبت و خراب شده هیچ یک از رزایل اخلاقی از واوان به در وجود من ورد پیدا نکرد خلاصه
دراخر هم واوان اسلامشهر(شهر اسلام یا همون اسلام شر) به مقصد تهران(تیزر شهرداری تهران=شهر رویاها ارزوها و زیبایی ها) ترک کردم به نصیب شماهم بشه
سکونت در واوان رو توصیه نمی کنم به هیچ وجه ممکن!خرید=بدبختی و گرفتاری در واوان به این نکته توجه کنید(فکر سرمایه گذاری رو هم نکیند لاقل در واوان=نالانی و ضرر اقتصادی=گوگل حرف بعضی از مردم روهم نخورید مترو واوان نمیاید و کنسل شد میتونید از سازمان بهره برداری مترو سوال کنید!)
امضا مدیر وبلاگ
22/1/1392
برچسبها: واوان, تهران؛زندگی در واوان, اغما ترس ناامیدی, اسامشهر










